جلال جلالى زاده
107
مبادى و اصطلاحات علم فقه ( فارسى )
إفتداء : فديه دادن . آل عمران / 91 ، بقره / 229 إفتضاض : از ميان برداشتن ( پاره شدن ) پرده بكارت . إفراز : جداكردن ، تقسيمكردن مال مشاع ، تقسيم مال مشاع به نسبت سهم هريك از شركا . إفساد : چيزى را از درجه سودرسانى انداختن ، تباهكردن . إفضاء : در لغت به معناى باز و فراخ كردن است . پارهكردن پرده بكارت يا برداشتن پرده بين مجراى بول و حيض و يا بين مجراى ذكر در فرج زن و مجراى بول در اثر عمل جنسى ، يكى شدن مجراى بول و حيض يا حيض و غائط بر اثر مقاربت . إفلاس : ورشكستگى و ناتوانى انسان در بازپرداخت ديون ، كسى كه بدهىاش بيشتر از مالش باشد . أقارب : خويشاوندان سببى و نسبى ، كه داراى احكامى هستند . نساء / 7 و 23 إقاله : داراى دو معنى است : فسخ عقد و دست از كار كشيدن و بر كنار كردن ؛ برهم زدن و فسخ معامله با رضايت و سازش طرفين . إقامة الصلاة : اعلام شروع نماز با الفاظ مخصوص . شورى / 38 إقامت : سكنى گزيدن شخص در جايى كه در مواقع ضرورى بتوان به او دست يافت . إقتار : بخل ورزيدن ، برعكس إسراف . فرقان / 67 إقباض : كنار كشيدن خويش از مالكيت مالى براى تملك آن توسط ديگرى . توبه / 67 إقتداء : ارتباط دادن نماز با نماز ديگران و پيروى از امام ، پيروى كردن . أنعام / 90 إقتصاد : ميانهروى ، نه افراط نه تفريط . مائده / 66 ، لقمان / 32 إقتضاء : استيفاء و دريافتكردن . إقرار : خبر دادن از ثبوت حق به نفع ديگرى و به زيان خويش . اقرار ممكن است صريح باشد مثل له على ألف و يا اينكه ضمنى باشد